مهربان انقلابی
این عکس سند محکمی است که نشان می دهد من تا چه حد به اما.م و آرمانهایش پایبند بودهام. اینجا دوم راهنمایی هستم یعنی از همون نوجونی چادر از روی سر من برداشته نشد که نشد و حجاب مهمترین اصلی بود که بهش توجه داشتم.
حالا قسمت جالب ماجرا رو بگم. بماند که از اول بهمن ما رو از سر کلاس ریاضی و علوم بلند می کردند می کشوندن تمرین سرود. البته خودمون هم دوست داشتیم ها و حسابی حال می کردیم ولی خب ...
به خاطر تلاش های بیشمار مربی سیبیلوی پرورشی مون٬ سرودمون خوب از آب در اومد و بعد از اینکه توی چند تا مدرسه خوندیمش قرار شد بریم منطقه برای مسابقه. تکخون سرود الهام بود٬ همین که وسط وایساده و میکروفن جلوی دهنشه٬ بعد یه روز قبل از مسابقه بهمون گفتن چون داور ها مرد هستن نمی شه یه دختر تنهایی بخونه و از نظر اسلام و مسلمین درست نیست. این شد که من و هانیه هم شدیم تکخون ...
فکر کن فقط ... سه تا تکخون یعنی پارادوکس به معنای واقعی...








